تبلیغات
بچه های مدرسه ی شهید مطهری - کابالا چیست؟
 
بچه های مدرسه ی شهید مطهری
این فقط یک وبلاگ مدرسه نیست !
درباره وبلاگ


سلام. این یک وبلاگ از مطالب متفاوت هستش ، که در اختیار شما می گذارم.شما می توانید انواع مطالب گوناگون و جالب را در این وبلاگ پیدا کنید.هر از چند گاهی هم خبر هایی در مورد مدرسه داده میشه.راستی نظر یادتون نره!

مدیر وبلاگ : 2fan
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.

تماس با ما
اخیراً فرقه کابالای در‌هالیوود نفوذ جدی کرده است و نسل جدید جهانی را با سحر و سکس و خشونت و ترس در دامن توهمات و خلسه هنر صهیونیستی،‌انداخته است و با پیوستن بسیاری از چهره‌های بنام عالم فحشا و فوتبال و فریب به این فرقه، بعد تبلیغاتی خاصی بدان بخشیده است. البته برخی کابالیست‌های قدیمی‌ و علمای یهودی ضدصهیون ...

بررسی خطرناک‌ترین تفکر شبه معنوی در گفت‌و‌گو با نویسنده کتاب «اسطوره‌های صهیونیستی در سینما»


اگرچه حضرت موسی (ع) به عنوان پیامبری اولوالعزم برگزیده شد، تا هدایتگر قوم بنی اسرائیل باشد؛ اما پس از آن حضرت و در قرون و اعصار بعدی، دین آسمانی یهود و کتاب تورات دچار تحریف شد، به گونه‌ای که با ظهور حضرت مسیح (ع) بخشی از یهودیان نه فقط ایشان را نپذیرفتند، بلکه در برابر این پیامبر الهی ایستادند.

کم‌کم یهودیت دچار ماده‌گرایی شد، اما دوباره با تأثر از برخی مکاتب عرفانی و فلسفی یونان و مصر و روم و بابل باستان، به جریان‌های معنوی و نوعی مکاتب صوفیانه ورود پیدا کرد و بعدها در قرن 13 میلادی، با ترکیب یهودیت و این مکاتب صوفیانه باستانی، جریان انحرافی کابالا(قبالا) شکل گرفت.

کابالیست‌ها بیشتر بر اعتقادات آخرالزمانی و مسیح‌گرایی خاص و شیطان شناسی و جادوگری و حروف‌گرایی و ضدیت با اسلام و دنیاگرایی و ورود به سرزمین موعود و تشکیل حکومت جهانی یهودی و میل به تسلط سریع‌تر بر جهان، پافشاری می‌کنند. اما متأسفانه با پیدایش صهیونیسم، این‌اندیشه‌ها نفوذ جدی تری در میان بسیاری از یهودیان دنیاطلب کرد.

امروزه با ورود به عصر معناخواهی بشر و خستگی از ماشین و تکنولوژی و مدرنیته، دستگاه فرقه سازی صهیونیسم نیز می‌کوشد تا معناگرایی مورد نظر خویش را در میان ابنای آدم بسط دهد و بنابراین فرقه‌های انحرافی میان جوامع مختلف، توسط صهیونیست‌ها رواج داده می‌شود.

در این بین، تأثیر و نقش تصوف یهودی قبالا بسیار چشمگیر است. از سوی دیگر شكل‌گیری ابزاری مانند رسانه بهترین امكان برای ترویج و القای افكار انحرافی در اختیار صهیونیست‌ها قرار داد. این خاصیت رسانه است كه به عنوان یك ابزار در خدمت بشر در آمده و صاحبان و سردمدارانش از این ابزار به بهترین وجه ممكن برا ی القای اهداف خود بهره می‌برند و در این میان، صهیونیست‌ها به عنوان حاكمان رسانه در دنیای امروز این ابزار را برای القا و گسترش فرقه‌های ساختگی و مدعی عرفان‌های نوپدید و انحرافی به كار گرفته‌اند. به گونه‌ای كه شاید در كمتر فیلم، انیمیشن یا بازی رایانه‌ای باشد که نشانه‌های قبالا را مشاهده نكنیم.

برای آشنایی بیشتر با تصوف یهودی، ریشه‌های شکل‌گیری این جریان مدعی معنویت و نقش ابزار سینما در ترویج این عرفان، به سراغ محمد حسین فرج نژاد، نویسنده كتاب «اسطوره‌های صهیونیستی در سینما» رفتیم تا از منظر وی این مسئله را واکاوی كنیم. وی طلبه درس خارج حوزه علمیه قم و فارغ التحصیل رشته اقتصاد و فلسفه غرب است و مطالعاتی در زمینه سینما، دین شناسی و تاریخ داشته است. آنچه در پی می‌آید، حاصل گفت‌وگوی ماست.

ریشه‌های كابالا (قبالا) یا همان تصوف یهودی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

از آنجایی كه دین یهود، یك دین آسمانی و ابراهیمی‌بوده، بحث عرفان نیز در كنارش مطرح بوده است؛ اما دین مردمان بنی اسرائیل، پس از حضرت سلیمان به انحراف اساسی كشیده شد. تا حوالی میلاد حضرت مسیح(ع) یعنی حدود 2هزار سال پیش، سازمان یهود از دست مؤمنان خارج شده و به سمت منافقان بنی اسرائیل که بیشتر در قبیله یهودا بودند، كشیده شد.

به گونه‌ای كه با آمدن حضرت عیسی مسیح علیه السلام، در مقابل ایشان ایستادند. بنابراین تأملات عرفانی از ابتدا با ادیان ابراهیمی‌همراه بوده است، اما و پس از میلاد مسیح، یهودیت به ماده‌گرایی شدید دچار شد در نتیجه از مباحث عرفانی آن كاسته شد. دنیاگرایی و رباخواری و آزار پیامبران خدا و لجاجت یهودیان در آیات بسیار زیادی از قرآن کریم آمده است.

پس از فراز و نشیب‌های فراوان در یهودیت تحریف شده و آمیختگی آن با مضامین مشرکانه میترایی و گنوسی و یونانی(هلنیسم) و رومی(پاگانیسم) و جادوگرایی و شیطان‌گرایی مصر و بابل باستان، این دین از خط اصیل و دینی که حضرت موسی(ع) آورده بودند، دور شد. در اوان مسیحیت، مکتب عرفان عرشی(معسه مرکابا/ مرکاوا) و تصوف گنوسی یهود و مکتب عرفانی معسه برشیت(درباره رازهای خلقت) در میان یهودیان کم کم رایج شد.

در همین زمان‌ها، عناصر جادویی و‌ اندازه گیری کاخ‌های الهی و حدود قامت خداوند(شیعور قوما) به صراحت در برخی کتب انحرافی عرفانی یهودی پدیدار شدند که مخالفت‌‌هایی نیز از جانب برخی علمای مسیحی و یهودی با آنها شد. در قرون وسطی، نوعی حسیدی‌گری نیز در آلمان و شرق اروپا پدید شد و همراه با افسانه‌هایی از خلق موجودی زنده توسط برخی عرفای یهود به نام گولم، در میان مردمان رایج شد. اما عرفان منسجم یهودی، ضمن تأثیر پذیری از تمام موارد گفته شده، تحت تأثیر برخی مکاتب صوفیانه و عرفای مسلمان و مسیحی از قرن سیزدهم میلادی در شبه جزیره ایبری یا‌اندلس که محل تعامل فرهنگی میان اسلام و مسیحیت و یهودیت بود، به وجود آمد.

نوشته شدن کتاب زوهر در سال 1286م. در انسجام و گسترش قبالا نقش بسزایی داشت.

در جنگ‌های صلیبی، از سال‌های1091 تا 1291م. ثروتمندان یهودی و مسیحی از طرف اروپا برای تصرف بیت المقدس به مسلمانان حمله كردند. جنگ‌هایی كه با وجود طولانی بودن و آسیب‌های زیاد به مسلمانان، اما به دلیل نیروی جهاد و شهادت طلبی آنان موفق نبودند. این مسئله یهودیان را برآن داشت تا به نام دین، مکتب معنوی را در بین مردمشان به وجود بیاورند.

به این صورت یك عرفان حماسی دنیا طلبانه همراه با برتری نژادی یهود سبب شكل‌گیری مباحث انحرافی در عرفان یهود شد. در واقع عرفان یهودی جدید در اواخر جنگ‌های صلیبی شكل گرفته و عرفانی بود كه سیاست در آن اشباع شده بود. بخش عظیمی ‌از عرفان یهودی در مقابله با مسلمانان و بیرون راندن آنها از سرزمین موعود، یعنی مكانی به مركزیت بیت المقدس كنونی یا همان اورشلیم اختصاص دارد.

بنابراین شکل‌گیری این جریان مدعی معنویت، برای سوء استفاده از فطرت الهی انسان و به کارگیری این فطرت برای مقاصد سیاسی بوده است؟


قبالای اولیه، ابتدا در شبه جزیره ایبری(اسپانیای امروز) و جنوب فرانسه شروع شد و سپس به ایتالیا کشیده شد. پس از جنگ‌های صلیبی‌و شکست یهودیان و مسیحیان دنیاطلب و جنگ‌طلب از مسلمانان، آنان به فکر انسجام بخشیدن به توده‌های مردم اروپا افتادند تا راحت‌تر بتوانند با سوء استفاده از دین، اروپاییان را در مسیر اهداف مادی و ضد اسلامی‌خود بسیج کنند و ضربات محکمی‌به جهان اسلام وارد کنند.

در این بین،‌اندیشه‌های التقاطی تصوف یهودی که متأثر از اساطیر و شرک یونان و روم و مصر و ایران و بابل باستان بود، محمل خوبی ‌برای رسیدن به این هدف بود. با نوشته شدن کتاب «زوهر» حوالی سال 1286م. قبالا به صورت جدی و منسجم در آمد و از جنوب اروپا به سمت شمال گسترش پیدا کرد. پس از آن نقش هلند و انتشاراتی‌های هلندی پروتستان و پیوریتن که از نظر فکری مسیحیانی بودند که به یهودیت بسیار نزدیک بودند، در بسط کابالیسم بسیار چشمگیر بود. حوالی قرون 15 به بعد، رسالات متعدد كابالیستی در هلند و سراسر اروپا منتشر شد وحتی طرح روی جلد این رساله‌ها، طرح‌هایی در ضدیت با مسلمانان، کار شده بود.

ریشه خصومت برخی یهودیان صهیونیست با مسلمانان از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

علاوه بر دشمنی تاریخی اینان با جریان حق و ظلم ستیز و همچنین کینه‌هایی که از جنگ‌های صلیبی‌به دل دارند، روحیه استکباری و خودپسندی جمعی و نژادپرستی را نیز باید مورد توجه قرار داد. نگاه حریصانه یهودیان و قبالائیان به سرزمین استراتژیک فلسطین و ممالک خاورمیانه، ریشه در تورات تحریف شده دارد،در واقع یهودیان، بیت‌المقدس را سرزمین و پایتخت اسطوره‌ای خود می‌پندارند و شعارشان از نیل تا فرات است و مطابق بعضی متون و گفته‌های بزرگانشان، پا را از این هم فراتر گذاشته‌اند و اسرائیل بزرگ را از مصر تا شیراز می‌دانند و این به طور قطع، مقدمه ساز حكومت جهانی یهود در آخرالزمان قبالایی-یهودی است.

اخیراً فرقه کابالای در‌هالیوود نفوذ جدی کرده است و نسل جدید جهانی را با سحر و سکس و خشونت و ترس در دامن توهمات و خلسه هنر صهیونیستی،‌انداخته است و با پیوستن بسیاری از چهره‌های بنام عالم فحشا و فوتبال و فریب به این فرقه، بعد تبلیغاتی خاصی بدان بخشیده است. البته برخی کابالیست‌های قدیمی‌ و علمای یهودی ضدصهیون، با این جعلیات جدید در تصوف یهودی مخالفند؛ ولی بوق‌های تبلیغاتی صهیونیان، به فکر منافع ارباب خویشند نه مصونیت ادیان از انحرافات.

مبانی قبالا درباره خدا و خلقت چیست؟ آنها چه نگاهی به معاد و آخرالزمان دارند؟


تجسم خدا، حضور خدا در بین قوم خود، انسانگونگی خدا، قدرت کم خدا و قدرت زیاد شیطان در این جهان؛ میراث یهودیت منحرف برای قبالاست. این مطالب، از بندهای متعددی در اسفار آفرینش و خروج و سایر کتب مقدس یهودی بر می‌آید. اساطیر عجیب ملل باستان در بحث خلقت، تأثیر جدی در عرفان شیعورقوما(تعیین حدود قامت خداوند) و معسه مرکاوا (اندازه گیری کاخ‌های الهی) و معسه برشیت(رازهای خلقت) و گنوسیسم یهودی داشته است.

تفکرات مسیح گرایانه و آخرالزمانی و منجی‌گرایی با غلبه تفکرات گنوسیان(غنوصیه) و یهودیت انحرافی ماده گرا به همراه تقابل خیر و شر، نیز در آثار کابالایی با شدت بیشتری ملاحظه می‌شود. آنها معتقدند که قوم یهود، برترین نوع بشر هستند و باید با غلبه بر شیاطین در سرزمین موعود و اسارت مسلمانان، دولت یهودی را در ارض موعود ادعایی، پایه گذاری کنند تا زمینه تکمیل خلقت و ایجاد بهشت زمینی و تأسیس پادشاهی جهانی داوودی یهود، ایجاد شود.

پاگانیسم و چند گانه پرستی و شرک باستان و دوخداگرایی با تأكید بر قدرت شیطان و شرگرایی، حلول‌گرایی و پانتئیسم(همه خداگرایی) و دئیسم(خدای بازنشسته و نافی شریعت و پیامبری) و کم شدن قدرت خدا و حاکمیت بشر یهودی بر سرنوشت جهان و گنوسیسم(ثنویت، دو مبدأ خیر و شر در آئین گنوسی و زردشتی‌گرایی و ریاضت کشی برای رهایی روح از بدن و آخرالزمان و فرجام شناسی گنوسیستی) از دیگر باورهای آنهاست.

قبالا ایده‌های دیگری هم دارد؟

میل به تسلط بر عالم از طریق فهم رازهای آن و یافتن راه‌های میان‌بر برای حاکمیت مطلب یهود بر جهان، سحر و جادو‌گرایی و علوم غریبه و تکیه بر اساطیر و اوهام خاورمیانه و اروپا، ریاضیات قبالایی و حروف‌گرایی و علوم کمی‌و ریاضیاتی برای تسلط بر عالم را در این فرقه می‌توان دید.

تلاش اسطوره‌ای کابالیست‌ها برای حیات بخشیدن به توده خام گلی یا چوبی‌ یا فلزی و تولید موجودی به نام «گولم» برای بسط قدرتشان در میان مردمان، نیز در داستان‌های عامیانه شرق اروپا و سینما نفوذ جدی دارد. آنها زن را تحقیر می‌کنند و در برخی فرقه‌های قبالا او را با شیطان هم سنخ می‌دانند و بر مسائل جنسی و سکس افراطی و موسیقی‌های مهیج و خضوع در مقابل شیطان مؤنث یا مذکر، تأكید دارند.

سبک معماری و طراحی اینان، استقلال ندارد و به شدت از معماری فراعنه و قیصرها و پادشاهان دنیاپرست، یونان و مسیحیت تأثیر پذیرفته است. محوریت توسعه تمدن مادی نیز مورد توجه اینان است. علاوه بر این مطالب، بر راز آمیز بودن دین و توجیه تأویلات هرمونتیکی و قرائات متعدد طبق میل عالمان قبالایی تأكید دارند؛ چرا که این طبیعی به نظر می‌رسد که برای توجیه دنیاخواهی و تحریف دین و بردن ادیان الهی به سمت منافع زرسالاران جهان، باید قرائات متعدد به رسمیت شناخته شود.

تأكید بر تقدس ذاتی و برتری زبان عبری بر سایر زبان‌ها و تلاش برای کشف اسرار درونی حروف عبری و کلمات تورات، نیز به وفور در اساطیر قبالایی و سینما و هنر غرب جدید دیده می‌شود که ریشه‌های جدی قبالایی دارد.غیب‌گرایی و تأكید بر وجود انرژی‌ها و موجودات متافیزیکی که به جز افراد انتخاب شده و قابلیت دار یهودی، نمی‌توانند آنها را درک کنند نیز از دیگر مبانی فکری آنها در قبال خدا و شیطان و دنیای شر است.

آیا‌اندیشه‌های یهود با تصوف یهودی متفاوت است؟ این تفاوت‌ها چیست؟

شاید پاسخ به این سؤال ساده نباشد. توجه داشته باشید که یهودیان حدود 3700 سال تاریخ دارند و تأثیر و تأثر زیادی بر دنیای پیرامون خود داشته‌اند. البته به دلیل اقلیت بودنشان در میان حکومت فرعون و بابل و ایران، فرهنگ مستقلی نداشته‌اند و تأثیرات زیادی از فرهنگ‌های غیرالهی گرفته‌اند.همچنین کمی ‌بیش از هزار آیه قرآن درباره یهودیان و دنیاپرستی اکثریت آنان می‌باشد. اما باز تصوف یهودی، انحرافات بیشتری نسبت به یهودیت دارد.

در ابتدای شکل گیری قبالا، خاخام‌های فقه گرا با التقاط‌های صریح آن با شرک و گنوسیسم و فلسفه‌های غیر دینی مخالف بودند، اما در حال حاضر، بسیاری از خاخام‌های یهودی، گرایشات قبالایی دارند، گرچه باز هم مخالفت‌هایی وجود دارد. تصوف یهودی و سپس کابالیسم مسیحی به صورت منسجم، پس از پایان جنگ‌های صلیبی‌برای شکست مسلمانان از جانب بوق‌های تبلیغاتی زرسالاران یهودی ومسیحی اروپا، رواج داده شد. خصوصاً از قرن پانزدهم و شانزدهم، این تبلیغات بیشتر شد.

اکنون رساله‌های کابالیستی منتشر شده در قرن شانزدهم و بعد از آن موجود است که به صراحت مسلمانان را به صورت شیاطینی سوار بر اسب‌های سیاه در تقابل با سپاهیان خیر که همان یهودیان و مسیحیان کابالیست هستند، تصویر کرده است.

یهودیان ضدصهیونیست، این دید قبالایی- صهیونی که می‌گوید تصرف سرزمین موعود، زمینه ساز قیام موعود یهود است، را نقد می‌کنند و غصب فلسطین را قبل از قیام مسیح بن داوود(موعود یهود)، از اشتباهات جدی آخرالزمان سازی صهیونی-قبالی می‌دانند. تعداد یهودیان ضد صهیونیست متأسفانه آنچنان زیاد نیست و امکانات تبلیغی معتنابهی ندارند و امروزه قرائت‌های صهیونی-کابالی بر هنر و سیاست غرب، غلبه کامل دارد.

ضمن اینکه گرچه بین یهود و صیونیسم تفاوت می‌گذاریم؛ اما با آغاز شكل‌گیری صهیونیسم و تسلط آن بر رسانه‌های بزرگ جهان، بسیاری از یهودیان و حتی مسیحیان، طرفدار آن شدند و در واقع تعداد یهودیان ضد صهیونیست، بسیار كم است و این عده کم نیز مورد آزار جدی صهیونیست‌ها هستند، حتی برخی از آنها به دلیل نقد صهیونیست‌ها یا اسطوره هولوکاست یا سایر اساطیر جعلی صهیونی، ازکارهایشان اخراج شده‌اند و زندان و تبعید شده‌اند و شعارهای آزادی در غرب را معنا کرده‌اند.

در کشورهای اروپایی و امریکایی مدعی آزادی و پیشرفت، حتی برخی از اساتید بزرگ دانشگاه، از تدریس برکنار شده‌اند یا به زندان یا جریمه‌های کلان مالی محکوم شده‌اند.

صهیونیست‌ها چه اختلاف نظرهایی با یهودیان دارند؟

حدود 110 سال پیش، صهیونیسم، توسط سرمایه داران ظالمی ‌چون خاندان یهودی روچیلد بنا شد. در واقع صهیونیسم، حاصل تلاش برخی خاندان‌ها و گروه‌های نیمه مخفی سلطه طلب و انحصارطلب و ماده‌گرای یهودی چون روچیلد و فراماسونری بود که برای بسط تسلط خود بر جهان، نیاز داشتند که از یهودیت و مسیحیت موجود نیز سواری بگیرند؛

بنابراین با سوء استفاده از یهودیت و تورات منحرف موجود، آن را بیش از گذشته با قرائت‌های قومی ‌و تفاسیر دنیاطلبانه و برجسته سازی‌های مادی در رسانه‌ها مطرح کردند و حتی مسیحیت را نیز با تفاسیر عهد عتیقی و توراتی توسط افرادی چون اسکوفیلد، ذیل سلطه نگاه خود درآوردند.

مسیحیت صهیونیستی، حاصل چنین تلاشی است. یهودیان و مسیحیان زیادی مخالف آن بودند و هنوز هم برخی با صراحت تأكید دارند که صهیونیسم با سوء استفاده از دین یهود، بنا دارد به اهداف قومی‌ و مادی خود برسد. یکی از علمای یهودی ضدصهیون همیشه در مجامع جهانی این شعارش را تکرار می‌کند که «صهیونیسم، ارتداد از یهودیت است». متقابلاً صهیونیست‌ها، اینان را اساساً یهودی نمی‌دانند.

دانشمندانی از مسیحیان کاتولیک و برخی پروتستان‌‌ها و یهودیان هستند که با چنین تفاسیری از تورات و انجیل موجود مخالفند و عَلَم مبارزه با صهیونیسم و تفاسیر خاصش از کتب مقدس را بلند کرده‌اند. اما متأسفانه اینها در رسانه‌های جهانی نفوذ آنچنانه‌ای ندارند.

آیا تئوری آرماگدون در راستای همین تفکرات آخرالزمانی است؟ لطفاً دیدگاه قبالا درباره آخرالزمان و فرجام بشر را دقیق‌تر بیان بفرمائید.

در اساطیر واپسین روزگار قبالایی آمده است كه در آخرالزمان، یهودیان دولت الهی اسرائیل را در سرزمین موعود به پایتختی بیت‌المقدس(اورشلیم) تأسیس می‌كنند و همه مردم دنیا به یهود که قوم برگزیده خداست، خدمت خواهند كرد. در واقع حتی معاد نیز در یهودیت و به تبع آن در تصوف یهودی، دچار تحریف شده و قائل به معاد مادی هستند.

اما تئوری خشونت بی‌حد و حصر و نبرد بزرگی که در منطقه «تپه شریفان» در شمال غرب بیت المقدس بین سپاهیان خدا و ارتش شیاطین رخ می‌دهد، از ساخته‌های ذهن صهیونیست‌های متأثر از قبالاست. «تپه شریفان» در لغت عربی، همان «هَرَّ مجیدون» است که غربی‌ها آن را «آرماگدون» یا همان «صحرای مگیدون» گویند. آنها ادعا می‌کنند ما قبالائیان، سپاهیان خدا هستیم که صهیونیست‌های مسیحی نیز در کنار ما می‌جنگند و مسلمانان، ستون فقرات ارتش شیطان هستند.

این مفهوم را مستقیم یا غیر مستقیم، در فیلم‌ها و مستندهای بسیار زیادی مانند اُمگا کد و پایان روزگار و آرماگدون و طالع نحس و پسرجهنمی ‌و ارباب‌ حلقه‌ها و هری‌پاتر و 300 و پیشگویی‌های نوسترداموس درباره2012 و نیز به تصویر کشیده‌اند. در این فیلم‌های منجی آنگلوساکسون یا یهودی در برابر شیاطین می‌ایستد و جهان را می‌رهاند. جالب است بدانید تا کنون، با نام‌هایی شبیه آرماگدون و پایان روزگار، بعضاً حدود بیست و چند فیلم و مستند تولید شده است.

آیا صهیونیست‌ها هدف خاصی را از طرح چنین موهوماتی پیگیری می‌کنند؟



قطعاً صهیونیست‌هایی که اکنون اکثریت قریب به اتفاق ابرشرکت‌های چندملیتی و مجتمع‌های صنعتی- نظامی‌را در اختیار دارند، نیاز دارند که با ترساندن مردم جهان، روح آنها را به هم بریزند و با توهم پراکنی، ذهن جهانیان را آشفته کنند تا عملیات مهندسی و کنترل ذهن آدمیان را انجام دهند و کالاهای خود را به خورد آدمیان ترسیده و مصرفگرا بدهند. علاوه بر اینکه تداوم حیات چپاول‌گرانه‌ای که مجتمع‌های بزرگ تسلیحاتی نیاز دارند، با کوبیدن بر طبل جنگ بزرگ، میسر می‌شود.

اکثر قریب به اتفاق این ابر مجتمع‌ها، صهیونیستی هستند و در امریکا و انگلیس و سپس روسیه و فرانسه، با مالیات‌های مردم مستضعف و سحر شده این کشورهای ظاهراً متمدن، در حال ادامه حیات هستند. دولت‌های این کشورهای اشغال شده توسط‌اندیشه‌های استعمارگرانه صهیونیست که بازیچه دست ثروت سالاران یهودی و صهیونیست هستند، مالیات‌های مردم را به این ابرشرکت‌ها می‌دهند و بدهی‌های خود را بدانها افزایش می‌دهند و تورم و گرانی و بحران اقتصادی را برای مردم خود به دنبال می‌آورند و در مقابل، این صهیونیان خبیثند که قلدرتر می‌شوند.

البته سنت الهی است که این روش تداوم ندارد و انقلاب اسلامی‌ایران، شروع افول این معادله نابرابر بوده است.

تصوف یهودی نگاهی متفاوت به شر و شیطان دارد. كمی در این باره توضیح دهید.

در تصوف یهود، بر خلاف فلسفه اسلامی‌ و مسیحی و یهودی، شر را وجودی می‌دانند و وجه تاریک جهان را دارای قدرت ویژه معرفی می‌کنند. در فلسفه اسلامی‌و مسیحی و یهودی، شر به «عدم خیر» معرفی می‌شود. یعنی شرارت ذاتی در جهان، وجود عینی ندارد و این نکته‌ای پیچیده است که تأمل جدی در آن، راه گشاست.

اگر با تأمل فلسفی و عمیق، سینمای وحشت و ترس و خشن غرب را ببینید، دیوها و اجنه و شیاطین و شرورانی که قدرتشان حتی بعضاً از خدا هم بالاتر است را می‌بینید. این مطلب به شدت متأثر از نفوذ کابالا در غرب مدرن است. آنها، شیطان را قدرتمند می‌دانند و شیطان‌گرایی و شیطان پرستی و مخالفت جدی با مسلمانان و مسیحیان به مثابه یاران شیطان و محور شیطانی در جهان را در تفکراتشان می‌توان دید.

مسلمین در این نگاه شرگرایانه چه جایگاهی دارند؟

در جلد پنجم دایره‌المعارف یهود، یهودیت و صهیونیسم نوشته دکتر عبدالوهاب المسیری می‌خوانیم در برخی متون کابالیستی که ضدیت با اسلام در آنها موج می‌زند، کامل‌ترین مصداق سیترا اهرا یا شیطان، مسلمانان و حکومت اسلامی(کلیپت) می‌باشد.

کاملاً مشخص است که چنین مطالبی ‌متأثر از موفقیت مسلمانان در جنگ‌های صلیبی ‌و نفوذ آنان تا جنوب آلمان و فرانسه تا قرن هیجدهم به تصوف منحرف یهودی وارد شده است. این ضدیت مبنایی با اسلام، امروزه هم در‌هالیوود موج می‌زند و سابقه‌ای دراز دارد. فیلم‌هایی چون 300 و ارباب حلقه‌ها و جن‌گیر که شرقی‌ها و سپاهیان فیل سوار مسلمین را در جبهه شیطان قرار می‌دهند و همچنین آثاری چون مستند2012 و فیلم امگاکد2 و ... که مسلمین را در جبهه شر قرار می‌دهند، متأثر از این فضا هستند.

برخی می‌پندارند که ضدیت با اسلام مقطعی و گذراست در صورتی که واقعیت همان است که بیان شد و ضدیت با اسلام در بسیاری از فرقه‌های قبالا تئوریزه شده است. در نظریه رسمی‌کتاب زوهر که شاید مهم‌ترین کتاب تصوف یهودی است گفته شده که شر از یکی از صفات خدا یعنی عدل سرچشمه می‌گیرد ولی نمی‌تواند جزو ذات خدا باشد و این از تناقضات تصوف یهودی است.

سامائل یا شیطان مؤنث، در آخرالزمان ادعایی یهود، قلمرو سیترا اهرا را نابود می‌کند و نور روشن بر نور ظلمانی غالب می‌شود. مؤسسان تصوف یهودی در اسپانیای قرن 13 و مؤسسان امریکایی شیطان‌گرایی و شیطان پرستی در قرن بیستم، همگی از خاندان لاویان که همان قبیله «لاوی» است هستند. اینها فامیل‌هایی چون «کوهن» و «لافی» و «ابولافی» و «لوی» نیز دارند و از سرمایه داران و زرسالاران صهیونیست محسوب می‌شوند.

اکثر فیلم‌هایی که مبانی شیطان‌گرایی را تقویت می‌کنند نیز از حمایت شدید این سرمایه داران کابالایی و صهیونیست برخوردارند و قطعاً بدون وجود این پیشینه قبالایی هرگز شیطان‌گرایی در جهان جدید رشد نمی‌کرد. شیطان‌گرایی زیر مجموعه جدی کابالاست و ماسون گری و سایر فرقه‌های مخفی اعتقادی و اقتصادی و سیاسی شرگرا نیز از سمبل‌ها و مبانی قبالا سیراب شده است و در خدمت آرمان‌های دنیاطلبانه یهودیت ثروت سالار بوده است.

دلیل انتخاب سینما و هنر و ادبیات برای گسترش و ترویج عرفان‌های كاذب چیست؟در واقع هنر چه ویژگی‌ای دارد که از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف صهیونیست به کار رفته است؟

سینما جامع هنرهای پیش از خودش است و تأثیر گذاری زیاد سینما دارد. پس از ورود سینما به عرصه هنر، مسیحیت بااستفاده ابزاری از سینما ترویج خود را گسترش داد و در واقع بهره‌برداری از سینما به نفع مذهب، از آغاز پیدایش این هنر و صنعت آن همراه بوده است.

ظهور ابتدایی سینما در قسمت‌های شرقی امریکا بود و از سال 1920به بعد،‌هالیوود در غرب امریکا با سرمایه گذاری یهودیان شکل گرفت و بعد‌ها یهودیان از سینما برای ترویج عرفان یهودی به شکلی گسترده بهره‌برداری کردند. در واقع‌هالیوود در آغاز یهودی زاده شد و کم کم تمام سینمای امریکا و حتی قسمت اعظم سینمای اروپا و برخی بخش‌های سینمای شرق را آلوده به انحرافات و قدرت طلبی‌سران صهیونیست کرد و امروزه بیش از 80 تا 90 درصد‌هالیوود زیر سلطه صهیونیسم متأثر از قبالاست.

تصوف یهودی و اساطیر یهودی- صهیونی با کدام تکنیک‌ها در فیلم‌های سینمایی وارد شده‌اند؟

فیلم‌هایی مانند «ده فرمان» که در آن حضور جدی اسطوره‌های صهیونیستی را شاهد هستیم. بعد از سال 1948م. به طور جدی‌تری اسطوره‌های صهیونی وارد سینما شدند. اما حضور عرفان یهود به عنوان معناگرایی متمرکز، از حدود 30 سال پیش، با ورود به عصر جدید معناطلب بشر و گرایش کلی دنیا به سوی سینمای معناگرا به شکلی جدی و به طور ویژه به سینما تزریق شد. شخصیت «گولم» در فیلم‌های‌هالیوودی نمونه‌ای از ورود عرفان یهودی به دنیای سینماست.

گولم موجودی است که از خاک مرطوب یا گل یا چوب یا فلزی توسط خاخام یا عارف یهودی ساخته شده و به زبان عبری بر روی پیشانی اش کلمه ایمت «Emet» نوشته می‌شود این کلمه که در عرفان یهود اسم اعظم خداست و با نوشته شدن این کلمه بر پیشانی این موجود، او زنده شده و در خدمت خاخام یا عارف یهودی در می‌آید و خواسته‌های یهودیان را روی زمین انجام می‌دهد و در نهایت زمانی که بخواهند این موجود بمیرد روی پیشانی اش کلمه «met» که به زبان عبری به معنی مرگ است، نوشته شده و او می‌میرد یا «E» ابتدای کلمه اسم اعظم برداشته می‌شود.

فیلم‌های زیادی با محوریت این موضوع ساخته شده از جمله مجموعه فیلم‌های صامت «گولم» اثر «پل وگنر» که چند فیلم سلسله‌ای است و مشهور‌ترین فیلم «او چگونه به دنیا آمد» اثر گوس که در سال 1920 ساخته شد. در سال 1936 کارگردانی به نام «جولین دویویر» فیلمی‌به همین نام یعنی گولم ساخت.

مجموعه پویا نمایی «فراتر از بتمن» که در این فیلم گولن حریف بتمن است و یک هیولایی به نامGLM که در واقع حروف اختصاری کلمه گولم است وجود دارد و توسط انسانی کنترل می‌شود. یکی دیگر از مفاهیمی‌که صهیونیست‌ها در سینما و حتی شعر و ادبیات برآن تأكید دارند مسئله سامی‌ستیزی یا یهودی ستیزی است و از این طریق می‌خواهند تئوری دروغین هولوکاست را تبلیغ نمایند. شاید بتوان از فیلم هری پاتر به عنوان شاخص‌ترین اثر سینمای آخر الزمانی قبالی نام برد.


مجموعه کتب هری پاتر که هفت جلد هستند، با تبلیغات سرسام آور شبکه‌های بزرگ رسانه‌ای غرب به تیراژی حدود 400 میلیون رسید و اثر زیادی در میان نوجوانان جهان گذاشت. صهیونیست‌ها معتقدند در آخرالزمان شیاطین که به تعبیر آنها مسلمانان هستند بر سرزمین موعود، به مرکزیت بیت المقدس غالب می‌شوند و یهودیان با وجود مظلومیت، سرزمین موعود را نجات خواهند داد و در واقع تسلط بر سرزمین موعود، مقدمه‌ای برای تسلط بر جهان خواهد بود.

چه راهکارهایی برای تأمین فکری و فرهنگی جامعه در هجوم عرفان‌های انحرافی وجود دارد؟

در این زمینه لازم است که برنامه ریزی استراتژیک و جامعی صورت بگیرد. قطعاً این حوزه و دانشگاه هستند که کشور را به جلو می‌برند و برنامه‌ریزی و ساماندهی و اجرای تمام امور در یک کشور، از نهادهای آموزشی آن و همچنین آموزش‌های غیر رسمی ‌مانند تلویزیون و هنر سرچشمه می‌گیرد.
شاید در اولین گام باید مراکز حوزوی و مطالعاتی و استراتژیک و پژوهشی مختلف در کشور، به مطالعات عمیق و تاریخی و فلسفی پیرامون این فرقه‌ها و راهکارهای مقابله و کنترل آنها و شیوه‌های انتقال ادبیات غنی اسلامی- عرفانی را به نسل‌های جدید بیابند. امروزه در عصر پسامدرن که بشر از شرور ماشینیسم و آلودگی‌ها و ضعف‌های تکنولوژی خسته شده است،اگر ما بکوشیم، معنویت ناب اسلامی- شیعی جهان را در می‌نوردد.

قطعاً عقلانی‌ترین و زیباترین مکاتب عرفانی در جهان اسلام و در مکتب اهل البیت (علیهم السلام) به منصه ظهور رسیده‌اند و امروز باید با رجوع به اصل خویش، ره گم نکنیم و جهان را بدین سمت فراخوانیم و از بند استعمارگران روح و ذهن برهانیم.

در قدم دوم باید ریشه‌های سکولار و پوزیتیویستی علوم انسانی را که به تعبیر مقام معظم رهبری، ذاتاً منحرف و ماهیتاً مضر هستند، شناخت و به دانشجویان و دانش آموزان شناساند و در راه اصلاح نظام آموزشی قدم برداریم.مدرسه و دانشگاه عقلانیت و اجرای امور جامعه را به دست دارد و اصلاح آن، اصلاح جامعه است. بصیرت افزایی و ارائه جذاب میراث غنی فکری و عرفانی اسلام باید سرلوحه مراکز آموزشی ما باشد. باید مراکز آموزشی ما جوانان را واکسینه کنند و با روشنی بخشی به ذهن مردمان، روح آنان را در مقابل هجوم خفاشان سیه دلی که دل در گرو غارت قلب و مغز جوانان دارند، بیمه کنند.

در قدم سوم باید هنر و رسانه‌های تصویری و مکتوب و تمام نهادها و ابزارهای آموزش غیر رسمی‌ را به خدمت درآوریم و با استراتژی و بینش عمیق، آنها را در مسیر حق، راهبری کنیم. نقش هنرمندان و ورزشکاران در راهبری قلبی‌جامعه، بسیار مهم است. الحمدلله آثار خوبی ‌تاکنون تولید شده‌اند که تأثیرات شگرفی در جهان داشته‌اند. شما تأثیر فیلم‌هایی چون یوسف، مریم مقدس و مختارنامه را دست کم نگیرید. ولی هنوز گروهی از هنرمندان و ورزشکاران، صاحب نگاه‌های نافذ و جامع و استراتژیک نشده‌اند.

امید که هنرمندان ما از شر تعصبات لیبرالیستی و نگاه‌های روشنفکرمآبانه برهند و در مسیر اسلام ناب، به تولید آثار فاخر و ماندگار بپردازند که اگر چنین شود، جهان معنویت خواه کنونی نیز همراه ما خواهد بود.

زهرا چیذری

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.masafportal.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=




نوع مطلب : مطالب جالب، سیاسی، مقاله ها و تحقیق ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 3 خرداد 1391
2fan
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.